تبليغاتX
فجر
مرگ سر آغاز جاودانگی چهارشنبه هفتم فروردین 1387 17:43

 به نام خالق زندگي

 

سر آغاز زندگي

روزی از روزها...

شبی از شبها...

خواهم افتاد و خواهم مرد ...

اما

ميخواهم هرچه بيشتر بروم ... تا هرچه دورتر بيفتم ... تا هر چه دير تر بيفتم ...

هرچه دورتر و ديرتر بميرم...

نميخواهم حتی يک گام ؛ يا يک لحظه

پيش از آنکه ميتوانسته ام بروم و بمانم ...

افتاده باشم و جان داده باشم...

همين...!!!

(استاددکترعلی شريعتی)

 

 

نوشته شده توسط مصطفی خاشی | موضوع: | لینک ثابت |
شعری زیبا از سهراب چهارشنبه هفتم فروردین 1387 12:20

به نام خالق يكتا

 سهراب سپهری:

سهراب سپهري

جهنم سرگردان

شب را نوشيده‌ام .

وبر اين شاخه‌هاي شكسته مي‌گريم.

مرا تنها گذار

اي چشم تبدار سرگردان!

مرا با رنج بودن تنها گذار.

مگذار خواب وجودم را پرپر کنم

نوشته شده توسط مصطفی خاشی | موضوع: | لینک ثابت |
شاد باد اي مسلمين اين دو عيد چهارشنبه هفتم فروردین 1387 9:13
شاد باد اي مسلمين ميلاد فخر عرش وفرش حضرت محمد(ص) و موسس مكتب عشق امام صادق (ع)
نوشته شده توسط مصطفی خاشی | موضوع: | لینک ثابت |
شادبادا بهار نو چهارشنبه هفتم فروردین 1387 8:54

عید نوروز چگونه شکل گرفت؟

انسان‏، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.

 پیدایش جشن نوروز 

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.

در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».

روایت های اسلامی درباره نوروز

آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین كه پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید كه این چیست؟ گفتند كه امروز نوروز است. پرسید كه نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسیدند عسكره چیست؟ فرمود عسكره هزاران مردمی بودند كه از ترس مرگ ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از این روست كه پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را میان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزی بر ما نوروز بود.

و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است كه ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یكدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه این بزرگداشت نوروز به علت امری كهن است كه برایت بازگو می كنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است كه خداوند از بندگان خود پیمان گرفت كه او را بپرستند و او را شریك و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزی است كه كشتی نوح در كوه آرام گرفت. همان روزی است كه پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از كعبه به زیر افكند. چنان كه ابراهیم نیز این كار را كرد. همان روزی است كه خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت كنند. همان روزی است كه قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می كنند و همان روزی است كه قائم بر دجال پیروز می شود و او را در كنار كوفه بر دار می كشد و هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.

جشن نوروز

جشن نوروز دست كم یك یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یك ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست كم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم كهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تكانی یاد كرد.

پنجه (خمسه مسترقه)

بنابر سالنمای كهن ایران هر یك از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجك، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت كه در هیچ یك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، كه تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یك روز قرارداد، برگزار می شد.

میر نوروزی

از جمله آیین های این جشن 5 روزه، كه در شمار روزهای سال و ماه و كار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاكم و امیری انتخاب می كردند كه رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می كرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می كند كه با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می كرد و چیزی می گرفت. و هم اوست كه حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حكومتش را « بیش از 5 روز» نمی داند.

از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بی گمان كسانی را كه در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در كوچه و گذر وخیابان می بینیم كه با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می كنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاكم پنج روزه » است كه تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه».

منبع : مجله موفقیت

 
نوشته شده توسط مصطفی خاشی | موضوع: | لینک ثابت |
انتظار چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 19:55

انتظار

شعر شاعر فقیه آغاسی در وصف حضرت مهدی:

با همه لحن خوش آوايم


در به دره کوچه تنهاييم

 
اي دوسه تا کوچه زما دورتر

 
نغمه تو از همه پر شور تر


کاش که اين فاصله را کم کني

 
محنت اين غافله را کم کني

 
کاش که همسايه ما مي شدي


مايه آساييه ما ميشدي


هر که به ديداره تو نائل شود


يک شبه حلال مسائل شود


دوش مرا حال خوشي دست داد


سينه ما را عطشي دست داد


نام تو بردم لبم آتش گرفت


شعله به دامان سياوش گرفت

 
نام تو آرامه جان من است


نامه تو خطه امانه من است


اي نگهت خواستگه آفتاب


بر من ظلمت زده يک شب بتاب


پرده بر انداز ز چشم ترم


تا بتوانم به رخت بنگرم


اي نفست يار و مدد کار ما

 

کي و کجا وعده ديدار ما


دل مشستمندم اي جان به لبت نياز دارد


به هواي ديدن تو هوس حجاز دارد


به مکه آمدم اي عشق تا تورا بينم


تويي که نقطه عطفه به اوج آيينم


کدام گوشه مشعر کدام


کدام کنج منا


به شوق وصل تو در انتظار بنشينم

 
روا مباد که بر بنده ات نظر نکني


روا مباد که ارباب جز تو بگزينم


چو رو کني به رهت درد و رنج نشناسيم


ز لطف روي تو دست از ترنج نشناسيم


 

نوشته شده توسط مصطفی خاشی | موضوع: | لینک ثابت |
غروب دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 19:28

غروب چه غم انگيز است

نوشته شده توسط مصطفی خاشی | موضوع: | لینک ثابت |
سومنات صائب تبریزی دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 19:2

 

سومنات

 

صائب تبريزي

 

 

موج شراب و موج آب بقا يكي است


هرچند پرده هاست مخالف، نوا يكي است


خواهي به كعبه روكن و خواهي به سومنات


از اختلاف راه چه غم، رهنما يكي است


اين ما و من نتيجـﮥ بيگانگي بود


صد دل به يكدگر چو شود آشنا، يكي است


در چشمِ پاك بين نبوَد رسمِ امتياز


در آفتاب، سايـﮥ شاه و گدا يكي است


بي ساقي و شراب، غم از دل نمي ‏رود


اين درد را طبيب يكي و دوا يكي است


از حرفِ خود به تيغ نگرديم چون قلم


هرچند دل دو نيم بود، حرف ما يكي است


صائب شكايت از ستم يار چون كند؟


هر جا كه عشق هست، جفا و وفا يكي است

 

 

نوشته شده توسط مصطفی خاشی | موضوع: | لینک ثابت |